:
ملانصرالدین را گفتند: چگونه چهل بهار بدون مرافعه و جدال با عیال سر کردی؟
او در پاسخ جماعت گفت: ما با هم در شب عروسی عهدی بستیم (و آن اینکه) اگر من آتش خشمم زبانه کشید او برای انجام یک امری نیکو (به جای جدل) به آشپزخانه رود تا کشتی طوفان زده من به ساحل آرامش و سکون برسد، و اگر رگ غضب او متورم شد، من به طویله روم و کمی حیوانات را رسیدگی کنم و وارد خانه نشوم تا عیال خونش از جوش بیفتد
و اینک من شکر خدا چهل سال است که بیشتر عمر را در طویله زندگی می کنم!